پرچ#NAME?
چیزی که چینوشکن بسیار دارد؛ پرپیچوخم؛ پرشکن: ◻︎ آبرویم رفت و زیر آب چشم / روی چون آب است پرچین ای دریغ (خاقانی: ۷۸۰).
(پُ) (ص مر.)پرپیچ و تاب ، پرشکن .
(پَ) (اِمر.) دیواری که از آمیختن گِل و شاخه های درخت و بوته ، گرداگرد باغ یا کشتزار درست کنند.
پرچیم
حصار، خاربست، خارجین، دیواره