معنی کلمه : پرچمدار
مترادف و متضاد
بیرقدار، طلایهدار، علمدار
پیشاهنگ، پیشتاز، پیشرو، پیشقراول، متقدم
۱. پیشاهنگ، پیشتاز، پیشرو، پیشقراول، متقدم
۲. بیرقدار، طلایهدار، علمدار

بیرقدار، طلایهدار، علمدار
پیشاهنگ، پیشتاز، پیشرو، پیشقراول، متقدم
۱. پیشاهنگ، پیشتاز، پیشرو، پیشقراول، متقدم
۲. بیرقدار، طلایهدار، علمدار