معانی کلمه : پرولتاریا
فرهنگ عمید
طبقۀ اجتماعی که جز دستمزد حاصل از کار روزانه، منبع درآمد دیگری ندارند.
فرهنگ معین
(پُ رُ لِ ) [ فر. ] (اِ. ) طبقة کارگر، طبقه ای که تنها با فروش نیروی کارش امور معاش خود را می گذراند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
اصطلاحی مارکسیستی برای طبقۀ کارگرِ مزدبگیر که دارای وسیلۀ تولید نیست و برای تأمین زندگی نیروی کار خود را میفروشد
طبقه کارگر، کسانی که جزدستمزدروزانه در آمددیگر، ی ندارند
( اسم ) طبق. کارگر که حیات تولیدی سرمایه داران بدست آنانست طبق. زحمتکش .
( اسم ) طبق. کارگر که حیات تولیدی سرمایه داران بدست آنانست طبق. زحمتکش .
دانشنامه عمومی
کارگرانی که مالک هیچ وسیله ی تولیدی نیستند و نیروی کار خود رابرای تامین زندگی می فروشند. پرولتاریا طبقه ای ست که «مولد ارزش» به شمار می رود اما سهمی از «ارزش» و «سود» نمی برد.
فرهنگستان زبان و ادب
{proletariat} [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] اصطلاحی مارکسیستی برای طبقۀ کارگرِ مزدبگیر که دارای وسیلۀ تولید نیست و برای تأمین زندگی نیروی کار خود را می فروشد
