Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پروراننده

تلفظ بین المللی : /porvarˈɑnandˌe/ تلفظ :‌ [poRvaR'Anand,e]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • پرورانیده
  • پرورنده گیاهان
  • پروراندن
  • پرورانیدن
  • پرواسنده
  • پرورنده
  • پوساننده
  • پوشاننده
  • پویاننده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

پروراننده. [ پ َرْ وَ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) آن که پرورد. آن کس یا چیز که سبب پرورش شود. مربّی. تربیت کننده. بزرگ کننده : سیاوخش راپروراننده بودبدو نیکوئیها رساننده بود.فردوسی.نخستین که آیدش نیروی جنگ همان پروراننده آرد بچنگ.فردوسی.بدان پروراننده گفت ای پدرنیاید ز من گازری کارگر.فردوسی.بهر سو همی رفت خواننده ای که بهرام را پروراننده ای.فردوسی.همه بچه را پروراننده اندستایش به یزدان رساننده اند.فرد...

فرهنگ عمید

پرورش دهنده.

فرهنگ معین

(پَ وَ نَ دِ )(ص فا. ) ۱ - مربی . ۲ - غذا دهنده . ۳ - به وجود آورنده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنکه پروراند آن کس یا چیز که سبب تربیت شود تربیت کننده بزرگ کننده مربی . ۲- غذا دهنده . ۳- بوجود آورنده.

واژه نامه بختیاریکا

پِروِنا

کلمات مرتبط

  • پرورانیده
  • پرورنده گیاهان
  • پروراندن
  • پرورانیدن
  • پرواسنده
  • پرورنده
  • پوساننده
  • پوشاننده
  • پویاننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات