کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پروانک | کلماتور
معانی کلمه : پروانک
تلفظ بین المللی :
/porvˈɑnak/
تلفظ :
[poRv'Anak]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پروانکی
پروانکی های امازون
پروانکی های اند
پروانکی های اند پرویی
پروانکی های اکوادور
پروانکی های برزیل
پروانکی های جنوبی پرو
پروانکی های لیما
پروانکی های مرکز اکوادور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پروانک. [ پ َرْ ن َ ] ( اِ ) سیاه گوش. برید. قره قولاخ. تفه. عناق الارض. غنجل. پروانه. || پیشرو لشکر. || حشره که گویند عاشق چراغ است و بعربی فراش گویند. رجوع به پروانک شود.
فرهنگ عمید
"
فرهنگ معین
(پَ نَ ) [ په . ] (اِ. ) نک پروانه .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- پروانه ۱٠ ۶ ۵ ۲ ۱.
کلمات مرتبط
پروانکی
پروانکی های امازون
پروانکی های اند
پروانکی های اند پرویی
پروانکی های اکوادور
پروانکی های برزیل
پروانکی های جنوبی پرو
پروانکی های لیما
پروانکی های مرکز اکوادور
نظرات