معانی کلمه : پروازجمع
فرهنگ فارسی
پرواز هماهنگ و یکپارچه و از قبل طرحریزیشدۀ چند هواگَرد، تحت رهبری یک هواگَرد پیشرو
فرهنگستان زبان و ادب
{formation flight} [حمل ونقل هوایی] پرواز هماهنگ و یکپارچه و از قبل طرح ریزی شدۀ چند هواگَرد، تحت رهبری یک هواگَرد پیشرو
