پرواری . [ پ َرْ ] (اِخ ) قضائی در ناحیت جنوب شرقی سنجاق سعرد از ولایت بتلیس حاوی سه ناحیه دشکوتان ، زیرقی و دیرکول و مرکب است از 60 قریه . (قاموس الاعلام ).
پرواری . [ پ َرْ ] (ص نسبی ) فربه . فربی . فربه کرده . پروری . بشبیون . مُسمَّن (گوسفند و مانند آن ). اَکُولَه . علوفه . علیفه : شهره مرغی بشهربند قفس قفس آبن...
فرهنگ عمید
۱. گاو و گوسفند چاق: اسب لاغرمیان به کار آید / روز میدان، نه گاو پرواری (سعدی: ۶۰ ). ۲. گوسفندی که آن را در جای خوب ببندند و خوراک خوب بدهند تا فربه شود.
فرهنگ معین
( ~. ) (ص نسب . ) گوسفند یا گاو گوشتی و فربه .
فرهنگ فارسی
( صفت ) جانوری که در جای مناسب نگاهدارند و علوف. خوب دهند تا فربه شود فربه کرده فربه پروری مسمن اکوله علوفه علیفه : ( اسب لاغر میان بکار آید روز میدان نه گاو پرواری . ) ( گلستان ) قضایی در ولایت بتلیس
دانشنامه عمومی
پرواری (به لاتین: Pervari) یک منطقهٔ مسکونی در ترکیه است که در استان سعرد واقع شده است. پرواری ۱٬۳۸۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است. فهرست شهرهای ترکیه
[ویکی فقه] گوسفند پرورانده و چاق شده برای خوردن را پرواری می گویند.از آن به مناسبت در باب زکات یاد شده است.حکم فقهیگوسفند پرواری ـ به قول مشهور ـ در نصاب زکات منظور میشود، لیکن گرفتن آن به عنوان زکات ـ درصورت عدم تمایل مالک به پرداخت آن ـ جایز نیست. مگر آنکه همه گوسفندان پرواری باشند. در این صورت، جایز است، بلکه برخی واجب دانستهاند. wikifeqh: پرواری...