معانی کلمه : پرنده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
١. پروازکننده.
٢. (اسم ) هر جانوری که در هوا پرواز کند.
۳. هر جانوری از خانوادۀ پرندگان.
٢. (اسم ) هر جانوری که در هوا پرواز کند.
۳. هر جانوری از خانوادۀ پرندگان.
فرهنگ معین
(پَ رَ دِ ) (ص فا. ) هر جانوری که می پرد، مرغ ، طیر. ج . پرندگان .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نقل قول
گویش اصفهانی
تکیه ای: mor / paranda
طاری: peranda
طامه ای: paranda
طرقی: peranda
کشه ای: paranda
نطنزی: perenda
مترادف و متضاد
طایر، طیر، مرغ
bird (اسم)
پرنده، مرغ، جوجه
fowl (اسم)
پرنده، مرغ، ماکیان
volant (اسم)
پرنده
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
بالِندِه؛ پیرا
