کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پرشاخ | کلماتور
معانی کلمه : پرشاخ
تلفظ بین المللی :
/porʃˈɑx/
تلفظ :
[poRS'Ax]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پرشاخ وبرگ
موس پرشاخ
پرشاخه
اکالیپتوس پرشاخه
افتاب پرست پرشاخه
اکالیپتوس پُرشاخه
خیارهای دریایی پرشاخک
قارچ پرشاخه
قارچ پرشاخه نما
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پرشاخ. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) کثیف وانبوه ، از درخت. که شاخهای بسیار دارد، از حیوان.
فرهنگ عمید
درختی که شاخه های بسیار داشته باشد.
فرهنگ فارسی
درخت که شاخه های بسیارداشته باشد
( صفت ) که شاخهای بسیار دارد ( حیوان درخت ) انبوه.
کلمات مرتبط
پرشاخ وبرگ
موس پرشاخ
پرشاخه
اکالیپتوس پرشاخه
افتاب پرست پرشاخه
اکالیپتوس پُرشاخه
خیارهای دریایی پرشاخک
قارچ پرشاخه
قارچ پرشاخه نما
نظرات