Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پرس

تلفظ بین المللی : /pˈeres/ تلفظ :‌ [p'eRes]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • پُرس
  • پِرِس
  • پَرس
  • پرس اسکیول ادولفو
  • پرس بالادارس ارنستو
  • پرس خیمنس مارکوس
  • پرس د ایالا رامون
  • پرس سن ـ ژان
  • پرس شیمون
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

پرس . [ پ َ رَ ] (اِخ ) آثار و خرابه هائی در چهارده میلی گنبد قابوس . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 162).

پرس . [ پ ُ ] (اِمص ) پرسش : چو یعقوب فرّخ بپرس و درودابا ابن یامین سخن گفته بودرسیدند اسباط دیگر بهم به پیش پدر شرمسار و دژم .شمسی (یوسف و زلیخا)....

فرهنگ عمید

۱. پرده.
۲. پوشش؛ حجاب.

مقدار معینی غذا که در مهمان‌خانه یا رستوران برای مشتری سرو می‌شود.

۱. = پرسیدن
۲. پرسنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): بازپرس.
٣. (اسم مصدر) پرسش.

۱. دستگاه فشار که در کارخانه‌های صنعتی به کار می‌رود.
۲. عمل وارد کردن فشار زیاد به چیزی.

مقدار معینی غذا که در مهمان خانه یا رستوران برای مشتری سرو می شود.۱. پرده.۲. پوشش، حجاب.۱. دستگاه فش...

فرهنگ معین

(پَ) (اِ.) پرده ، حجاب .

( ~.) [ فر. ] (اِ.) سهم غذا مخصوص یک نفر.

(پُ) 1 - (اِمص .) پرسیدن ، پرسش . 2 - (اِفا.) در ترکیب به معنی پرسنده می آید: بازپرس ، احوالپرس .

(پِ رِ) [ فر. ] (اِ.) 1 - دستگاه فشار که در صنایع سنگین و سبک مورد استفاده فراوان دارد، منگنه (فره ). 2 - خبرگزاری ، مرکز تهیه و انتشار خبر.

(پَ ) (اِ. ) پرده ، حجاب . ( ~. ) [ فر. ] (اِ. ) سهم غذا مخصوص یک نفر...

فرهنگ فارسی

فشار، منگنه، دستگاه برای فشاردادن چیزی، ماخوذفرانسه، مقدارمعین غذادررستوران
( اسم ) مقدار خوراک و حد معینی غذا که در مهمانخانه ها برای میهمان آورند .
نام ایران در بعضی زبانهای اروپایی

دانشنامه عمومی

دستگاه پرس ماشینی است که عمل تعقیر شکل فلزات را بدون براده برداری انجام میدهد مانند (برش، خم، کشش، فورم و)طرزکار یا مکانیزمشان: پرس هیدرولیک، پرس مکانیکی، پرس پنوماتیک;ماشین پرس (به انگلیسی: Machine press) که با اختصار پرس (به انگلیسی: press) نیز نامیده می شود نوعی ماشین دستی یا خودکار یا نیمه خودکار است که برای شکل دهی اجسام تحت فشار کاربرد دارد.کاربردشان: آهنگری (متالورژی)، stamping press، press...

گویش مازنی

۱برخیز ۲آج

۱پرستنده ستایش گر ۲ازانواع پساوند

۱بازدارنده و مانع میان دو باغ ۲کناره ۲پناه

۱خس و خاشاک ۲خس و خاشاک جمع شده در آب مقابل سد و بند چوبی

/peres/ خس و خاشاک - خس و خاشاک جمع شده در آب مقابل سد و بند چوبی & برخیز - آج & پرستنده ستایش گر - ازانواع پساوند & بازدارنده و مانع میان دو باغ - کناره - پناه

مترادف و متضاد

question (اسم)مطلب، موضوع، پرسش، سئوال، مسئله، پرس، سوال، استفهامpressure (اسم)سنگینی، ضغطه، فشار، مضیقه، زور، پرس، بار سنگین مصائب و سختیاpress (اسم)جمعیت، فشار، ماشین فشار، ازدحام، چاپ، دستگاه پرس، مطبوعات، پرس، جراید، ماشین چاپ، مطبعه، منگنه...

واژه نامه بختیاریکا

( پرس * ) کمک به فاتحه خوانی؛ سرباره؛ مراسم ختم
( پُرس ) سوال؛ پرسش

فرهنگستان زبان و ادب

{press} [مهندسی بسپار، مهندسی مواد و متالورژی] دستگاهی که پرس کاری با آن انجام شود متـ . منگنه 2

کلمات مرتبط

  • پُرس
  • پِرِس
  • پَرس
  • پرس اسکیول ادولفو
  • پرس بالادارس ارنستو
  • پرس خیمنس مارکوس
  • پرس د ایالا رامون
  • پرس سن ـ ژان
  • پرس شیمون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات