Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پرزدن

تلفظ بین المللی : /parˈazdan/ تلفظ :‌ [paR'azdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • رنگ پریدن
  • عقل پریدن
  • فرو پریدن
  • لب پر زدن
  • پرودنتیوس
  • بال و پر زدن
  • بالا و پایین پریدن
  • بالا پریدن و قوز کردن
  • از جا پریدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

پر زدن. [ پ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) پریدن ، چنانکه مرغی.
- دل برای چیزی یا کسی پرزدن ؛ سخت عظیم آرزومند او بودن.

فرهنگ فارسی

( مصدر )۱- بهم زدن بال پریدن. یا پر زدن دل برای چیزی یا کسی . آرزومند آن چیز یا کس بودن.۲- وجود داشتن موهای زاید و ناجور در نوک قلم مو . در قلم مو سازی پس از عمل دم هم کردن موها را با آب آزمایش میکنند تا اگر هنوز بعضی از تارهای موی زاید یا پرزی در میان دارد - و باصطلاح قلم مو ( پرمیزند )موهای زاید و ناجور را جدا کنند.

مترادف و متضاد

flap (فعل)
بال و پر زدن، پرزدن، دری وری گفتن

کلمات مرتبط

  • رنگ پریدن
  • عقل پریدن
  • فرو پریدن
  • لب پر زدن
  • پرودنتیوس
  • بال و پر زدن
  • بالا و پایین پریدن
  • بالا پریدن و قوز کردن
  • از جا پریدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات