کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پرتقالی | کلماتور
معانی کلمه : پرتقالی
تلفظ بین المللی :
/pˌorteq1ˈɑli/
تلفظ :
[p,oRteq1'Ali]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
زبان پرتقالی
افریقای غربی پرتقالی
گوش موش پرتقالی
ناوچه پرتقالی
ویکی سفر پرتقالی
قلعه پرتقالیهای کنگ
الفونسو پرتغالی
پرتغالی ادبیات
پرتغالی زبان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
پرتقالی. [ پ ُ ت ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به کشور پرتقال. || رنگی زرد که اندکی به سرخی زند.
فرهنگ عمید
١. رنگ زرد شبیه رنگ پرتقال.
٢. (اسم، صفت نسبی ) پرتقال فروش.
فرهنگ فارسی
نوعی میوۀ سته با روبَر چرمی که حجرههای آن را کرکهای آبدار پر کرده است
( صفت ) ۱- منسوب بکشور پرتقال ( پرتغال ) ۲- رنگ زرد چون رنگ پرتقال ( میوه ) ۳- پرتقال فروش .
دانشنامه عمومی
پرتقالی (میوه).
پرتقالی (انگلیسی: Hesperidium) نوعی میوهٔ سته است با روبَر چرمی که حجره های آن را کرک های آب دار پر کرده است.
کالبدشناسی میوه
wiki:
پرتقالی (میوه)
مترادف و متضاد
orange
(صفت)
نارنجی، پرتقالی
فرهنگستان زبان و ادب
{hesperidium} [زیست شناسی- علوم گیاهی] نوعی میوۀ سته با روبَر چرمی که حجره های آن را کرک های آب دار پر کرده است
کلمات مرتبط
زبان پرتقالی
افریقای غربی پرتقالی
گوش موش پرتقالی
ناوچه پرتقالی
ویکی سفر پرتقالی
قلعه پرتقالیهای کنگ
الفونسو پرتغالی
پرتغالی ادبیات
پرتغالی زبان
نظرات