کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پراکننده | کلماتور
معانی کلمه : پراکننده
تلفظ بین المللی :
/parˈɑkonˌandeː/
تلفظ :
[paR'Akon,ande:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سنگ پراکنده
فاز پراکنده
کچلی پراکنده
مصالح پُرکننده
نا پراکنده
پراکنده
پراکنده سازی
پراکنده شدن
پراکنده و متفرق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پراکننده. [ پ َ ک َ ن َ دَ / دِ ] ( نف ) پریشان کننده. متفرق کننده. تار و مار کننده. وِلوکننده. وِلاوکننده.
فرهنگ عمید
پریشان کننده، متفرق کننده.
فرهنگ فارسی
( اسم. پراگنیدن پراگندن ) پریشان کننده تار و مار کننده ولو کننده . یا پراگننده روشنایی . مفرق نور .
کلمات مرتبط
سنگ پراکنده
فاز پراکنده
کچلی پراکنده
مصالح پُرکننده
نا پراکنده
پراکنده
پراکنده سازی
پراکنده شدن
پراکنده و متفرق
نظرات