کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : پرآتش
تلفظ بین المللی :
/parˈɑtaʃ/
تلفظ :
[paR'AtaS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
پراتشه
اندرا پرادش
اوتار پرادش
طیف پراش
قرص پراش
موج پراشیده
پراتو
پراتوپوپوف الکساندر
پراش
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
پرآتش .
[ پ ُ ت َ ] (ص مرکب ) مملو از آتش .
-
دل پرآتش
؛ سخت غمگین . سخت اندوهناک
:
پر از خون شد آن سنبل مشکبوی
دلش شد پرآتش پر از آب روی .
فردوسی .
دلم شد پرآتش ز تیمار اوی
که چون بود با گور پیکار اوی .
فردوسی .
کلمات مرتبط
پراتشه
اندرا پرادش
اوتار پرادش
طیف پراش
قرص پراش
موج پراشیده
پراتو
پراتوپوپوف الکساندر
پراش
نظرات