کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پذیرفتگار | کلماتور
معنی کلمه : پذیرفتگار
تلفظ بین المللی :
/pˌaziroftɡˈɑr/
تلفظ :
[p,aziRoftg'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
پذیرفتگاری
پذیرفتاری
پذیرفتار
پذرفتگار
پذرفتگاری
پذیرفتکار
پذیرفتکاری
پذیرفتاری الکتریکی
پذیرفتاری قطبش القایی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
پذیرفتگار. [ پ َ رُ ] ( نف ) متعهد. قبول کننده. پذرفتار. پذیرفتار. || فرمانبردار. ( برهان ). مطاوع. || مقرّ. معترف. || سردار و ریش سفید قوم. ( برهان ). زعیم.
کلمات مرتبط
پذیرفتگاری
پذیرفتاری
پذیرفتار
پذرفتگار
پذرفتگاری
پذیرفتکار
پذیرفتکاری
پذیرفتاری الکتریکی
پذیرفتاری قطبش القایی
نظرات