کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : پذیرایی کردن
تلفظ بین المللی :
/pˌazirˈɑiː kˈardan/
تلفظ :
[p,aziR'Ai: k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پذیرایی کردن از
عمق پیمایی کردن
هم پیمایی کردن
پیرایه کردن
پذیرایی
پذیرایی محمد
پذیرایی کننده
پذیرایی امریکایی
پذیرایی انگلیسی
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) قیام کردن بخدمت مهمان : از مهمانان پذیرایی کن.مهمانانرا پذیرایی کن.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
entertain (فعل)قبول کردن، سرگرم کردن، مشغول کردن، تفریح دادن، گرامی داشتن، پذیرایی کردن، مهمانی کردن ازlodge (فعل)منزل دادن، گذاشتن، منزل کردن، تسلیم کردن، ساکن کردن، مسکن دادن، پذیرایی کردن، قرار دادن، بیتوته کردن، به لانه پناه بردنwelcome (فعل)خوشامد گفتن، پذیرایی کردن...
کلمات مرتبط
پذیرایی کردن از
عمق پیمایی کردن
هم پیمایی کردن
پیرایه کردن
پذیرایی
پذیرایی محمد
پذیرایی کننده
پذیرایی امریکایی
پذیرایی انگلیسی
نظرات