Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پذرفته

تلفظ بین المللی : /pˌazarˈafteː/ تلفظ :‌ [p,azaR'afte:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • نا پذرفته
  • زاویه ٔ پذرفته ٔ
  • زاویه ٔ پذرفته ٔ قوس
  • پذیرفته شدن
  • پذرفت
  • پذرفتار
  • پذرفتار شدن
  • پذرفتن
  • پذرفتکار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پذرفته.[ پ ِ رُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف ) اقرار کرده. اعتراف کرده. ( برهان ). || قبول کرده. ( برهان ) : کدام زاویه است که پذرفته قوس بود. ( التفهیم ). || مقبول. پذیرفته : روزه پذرفته باد و فرّخ عیدکه بجز فرخیش اختر نیست.عنصری. || متعهّد. متقبل.- پذرفته شدن ؛ پذیرفته شدن. مقبول شدن. و پذرفته شدن نیایش ؛ مستجاب و درگیر شدن آن : بفرمان یزدان چو این گفته شدنیایش همانا که پذرفته شد.فردوسی....

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- قبول کرده مقبول پذرفته. ۲- آنچه بر عهده گرفته باشند آنچه تقبل کرده باشند . ۳- مستجاب ( دعا ). ۴- صورت مقابل پذیرا هیولی : ( و هر پذیرایی که بپذیرفته ای هستی وی تمام شود آن پذیرا را هیولی خوانند... و آن پذیرفته را که اندروی بود صورت خوانند . ) ( دانشنام. علائی . الهی ) یا پذیرفته بودن . بر عهده گفتن .

کلمات مرتبط

  • نا پذرفته
  • زاویه ٔ پذرفته ٔ
  • زاویه ٔ پذرفته ٔ قوس
  • پذیرفته شدن
  • پذرفت
  • پذرفتار
  • پذرفتار شدن
  • پذرفتن
  • پذرفتکار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات