Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پدرکش

تلفظ بین المللی : /pedˈarkoʃ/ تلفظ :‌ [ped'aRkoS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • پدرکشی
  • پدرکشته
  • پدرکشتگی
  • پدرشاه
  • پدرشاهی
  • وابسته به پدرسالاری یا پدرشاهی
  • پرکش
  • پرکشیدن
  • انگار ( مثل این که) پدرش را کشتهام که سرم داد میکشد.
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

پدرکش. [ پ ِ دَ ک ُ ] ( نف مرکب ) آنکه پدر خویش کشد :
پدرکش پادشاهی را نشاید
وگر شاید بجز شش مه نپاید
( و در این بیت اشاره است به شیرویه که پدرخویش خسروپرویز را بقتل آورد ).
مگر در سر نداری ای پسر هش
چه جوئی مهربانی از پدرکش.

فرهنگ عمید

کسی که پدر خود را کشته باشد، کشندۀ پدر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنکه پدر خویش را کشد .

مترادف و متضاد

parricide (اسم)
خائن به میهن، قاتل والدین، پدر کش

کلمات مرتبط

  • پدرکشی
  • پدرکشته
  • پدرکشتگی
  • پدرشاه
  • پدرشاهی
  • وابسته به پدرسالاری یا پدرشاهی
  • پرکش
  • پرکشیدن
  • انگار ( مثل این که) پدرش را کشتهام که سرم داد میکشد.
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات