پتر. [ پ َ ت َ ] ( اِ ) تُنُکه طلا و نقره و مس و برنج و امثال آنرا گویند که در آن اسماء و طلسمات و تعویذ نقش کنند. ( برهان ). این کلمه هندی است. ( رشیدی ). و صاحب غیاث اللغات گوید پتر به فتحتین پاره های آهن پهن کرده شده و این لفظ مشترک است در هندی و فارسی مگر در هندی تاء فوقانی را مشدد آورند : هر حمایل که از آن تعبیه تعویذ زر است بازوش ویحک از آهن پتر آمیخته اند.خاقانی.چشم بد کز پتر آهن و تعویذ نگ...
فرهنگ عمید
تکۀ فلز یا چیز دیگر که بر روی آن طلسم یا تعویذ بنویسند: چشم بد کز پتر آهن و تعویذ نگشت / بند تعویذ ببرّید و پتر باز دهید (خاقانی: ۱۶۴ ).
فرهنگ معین
(پَ تَ ) [ هند. ] ( اِ. ) قطعه ای از طلا، نقره ، مس ، برنج و مانند آن که بر روی آن طلسمات و تعویذ نقش کنند.
( اسم ) تنک. طلا و نقره و مس و برنج و امثال آن را گویند که در آن اسما و طلسمات و تعویذ نقش کنند .
دانشنامه عمومی
مختصات: ۴۰°۲۰′ شمالی ۷۰°۲۷′ شرقی / ۴۰٫۳۳۳°شمالی ۷۰٫۴۵۰°شرقی / 40.333; 70.450پَتَر جماعت و شهرکی در شمال غربی تاجیکستان است که در ناحیهٔ کان بادام ولایت سغد قرار دارد. جمعیت این جماعت ۱۳٬۹۵۶ نفر است.پتر (روستا)wiki: مجارستان میان سال های ۱۰۳۸–۱۰۴۱ و ۱۰۴۴–۱۰۴۶ بود. او کوشید تا در میان مجارها مسیحیت را گسترش دهد، ولی برکنار شد و تنها با یاری امپراتوری مقدس روم بود که توانست به قدرت بازگردد و دور د...