پایین. ( ص نسبی ، ق ) رجوع به پائین و ترکیبات آن شود.
پائین. ( ص نسبی ، ق ) تحت. تحتانی. زیر. زیرین. سِفل. پست. دون. فرود. فرودین. مقابل بالا و بالائین : فرستاده گر کشتن آئین بدی سرت را کنون جای پائین بدی.اسدی.به تبعیت فرهنگ نویسان این شاهد نوشته شد و بی شبهه مصراع دوم ، «سرت را کنون خاک بالین بدی »، بوده است. صف نعال. || ذیل. دامنه. پای : بپائین کُه شاه خفته بنازشده ...
فرهنگ عمید
۱. ویژگی جایی یا چیزی که در ارتفاع پَست تر قرار دارد: دِهِ پایین.٢. ویژگی جایی یا چیزی که در امتداد شمال به جنوب قرار دارد: محلهٴ پایین.٣. آهسته: صدای پایین.٤. کم دامنه: بردِ پایین.٥. [مجاز] کم: دمای پایین، قیمت پایین.٦. (اسم ) آن قسمت از چیزی که در زیر دیگری واقع است: پایین شلوار، پایین چاه.٧. (اسم ) جایی یا چیزی که در ارتفاع پَست تر قرار دارد: پایین شهر.٨. (اسم ) جایی یا چیزی که در امتداد شمال ب...
فرهنگ معین
(ص نسب . ق . ) ۱ - زیر. ۲ - دامنه .
فرهنگ فارسی
پایین تحت تحتانی
زیر، زیرین، پست، فرود، مقابل بالاوبالایین( صفت ) ۱- زیر زیرین فرود فرودین پست دون تحت تحتانی مقابل بالا بالایین . ۲- دامن دامنه پای ذیل . ۳- کفش کن صف نعال . ۴- از سوی پای باشد آنجا که مردم خفته بود مقابل سرین و بالین . ۵- ( اسم ) فرود مقابل بالا بم بلند . توضیح فرود از چند صدا ها زیرتر از همه و طبعا یکی از صداها بم تراز همه واقع میشود . بنابراین صد...
دانشنامه عمومی
پایین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:پایین (ترانه کلی کلارکسون)پایین (جیرفت)wiki: بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت در استان کرمان ایران است.این روستا در دهستان گور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۴ نفر (۴خانوار) بوده است.wiki: پایین (جیرفت)...