معانی کلمه : پایش
فرهنگ فارسی
نظارت بر محیط یا صحنه یا دستگاه ازطریق نمایشگر
دانشنامه عمومی
حراست، نگهبانی، نگاهداری، مراقبت، مواظبت، نگرش، پاسداری، نظارت. (دیده بانی - ارزیابی)
فرهنگستان زبان و ادب
{monitoring} [رمزشناسی، مهندسی مخابرات] نظارت بر محیط یا صحنه یا دستگاه ازطریق نمایشگر
