معانی کلمه : پایانه
فرهنگ معین
(نِ ) ( اِ. ) نک ترمینال .
دانشنامه عمومی
ترمینال
مترادف و متضاد
terminus (اسم)
پایانه، ایستگاه نهایی
terminal (صفت)
نهایی، پایانی، انتهایی، پایانه، واقع در نوک
فرهنگستان زبان و ادب
{ending , desinence} [زبان شناسی] وند یا وندهایی که به انتهای پایه وصل می شود
{terminal} [عمومی، مهندسی مخابرات] [عمومی] مکانی که مبدأ حرکت و مقصد وسایل نقلیۀ عمومی است [مهندسی مخابرات] قسمت پایانی تجهیزات ارتباطی و مخابراتی، اعم از رایانه و تلفن و دورنگار و نظیر آن
{terminal point, end point} [ریاضی] فرمول دار
{terminal} [عمومی، مهندسی مخابرات] [عمومی] مکانی که مبدأ حرکت و مقصد وسایل نقلیۀ عمومی است [مهندسی مخابرات] قسمت پایانی تجهیزات ارتباطی و مخابراتی، اعم از رایانه و تلفن و دورنگار و نظیر آن
{terminal point, end point} [ریاضی] فرمول دار
