Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پای

تلفظ بین المللی : /pˈɑj/ تلفظ :‌ [p'Aj]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • پای جان دیوید
  • پای خر
  • پای خرس
  • پای خرسیان
  • پای سنگرنشینان
  • پای شیر
  • پای ورزشکار
  • پای پرانتزی
  • پای افزار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

پای. ( اِ ) پا باشد و بعربی رِجل خوانند. ( برهان ). قدم : زکین تند گشت و برآمد ز جای ببالای جنگی درآورد پای.فردوسی.وز آن پس چنین گفت با رهنمای که اورا هم اکنون ز تن دست و پای ببرید تا او بخون کیان چو بیدست باشد نبندد میان.فردوسی.وزان چرم کآهنگران پشت پای بپوشند هنگام زخم درای...فردوسی.همی دوم بجهان اندر از پس روزی دو پای پرشغه و مانده با دلی بریان.عسجدی.رمیدند پیلان و اسبان ز جای سپردند مرخیمه ها ...

فرهنگ عمید

۱. = پاییدن
۲. پاینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): دیرپای.

فرهنگ معین

( اِ. ) ۱ - پا. ۲ - بخش ، سهم . ۳ - مقداری از زمین که با یک گاو می توان شخم زد. ۴ - کنایه از: ایستادگی و پایداری .

فرهنگ فارسی

فراورده‌ای تنوری متشکل از خمیر پرشده با مخلوطی شیرین که عموماً حاوی میوه است و رویۀ تردی دارد

( اسم ) ۲- بخش سهم حصه قسم . ۳- یک ربع از زمین آن مقدار از زمین که با یک گاو میتوان شخم زد . ۴- همداستانی . یا ترکیبات اسمی و دو وصفی به پای. ایستاده بر پای استوار قایم باقی . پا بر پای. ایستاده قایم منصوب منتصب . یا پای چوبین . پایی از چوب که برای لنگان درست کنند . چوبی که بازیگران و چوپانان بر پای...

دانشنامه عمومی

پای، یک ظرف غذا پخته شده است که معمولاً با لایه خمیر شیرینی پوشش داده می شود یا به طور کامل از مواد شیرینی ساخته می شود. در واقع پای، نوعی خوراک پیراشکی مانند است که از دو بخش تشکیل می شود: یک بخش آن لایه خمیری است و بخش دیگر موادی است که درون این خمیر قرار می گیرد.پای بر اساس لایه خود دسته بندی می شود.پای گوشت نمک زده و تخم مرغپای کرهپای مرغ و قارچپای گوساله نمک زدهپای کلبه (یا پای چوپان)پای بازی...

مترادف و متضاد

pie (اسم)
کلاغ زنگی، کلاغ جاره، پای، ادم ناقلا، جانورابلق، کلوچه گوشت پیچ، کلوچه میوه دارپای، چیز اشفته و نامرتب

فرهنگستان زبان و ادب

{pie} [علوم و فنّاوری غذا] فراورده ای تنوری متشکل از خمیر پرشده با مخلوطی شیرین که عموماً حاوی میوه است و رویۀ تردی دارد

کلمات مرتبط

  • پای جان دیوید
  • پای خر
  • پای خرس
  • پای خرسیان
  • پای سنگرنشینان
  • پای شیر
  • پای ورزشکار
  • پای پرانتزی
  • پای افزار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات