پاکیزه. [ زَ / زِ ] ( ص مرکب ) صاحب غیاث اللغات گوید: منسوب به پاک زیرا که مرکب است ازلفظ پاک و ایزه که کلمه تصغیر و نسبت است و نظیر این آتشیزه بمعنی کرم شب تاب و چون کلمه نسبت زائد می آید میتواند که پاکیزه مزید علیه پاک بود یا مرکب ازلفظ پاکی و زه بود یعنی چیزیکه زاده از پاکی باشد. ( از بهار عجم ) ( غیاث اللغات ). نظیف. نظیفه. زکی . زکیّه. طاهر. طاهره. مُطهَّر. طهور. طیّب. طیَّبه. نقی .( دهار ). ...