معنی اصطلاح -> پاپِیِ کسی شدنکسی را با اصرار زیاد / پرسش های خود / سروکله زدن زیر فشار قرار دادن / به ستوه آوردن؛ با کسی درافتادنمثال: آشکار بود که جروبحث و سروکله زدن با این شخص به نفع من تمام نخواهد شد. [ پس ] صلاح را در آن دیدم که پاپی [ او ] نشوم و پیش از آنکه... مسئله را همان جا درز گرفتم. ( صحرای محشر - محمدعلی جمال زاده ) توضیح: نیز ← «پا توی کفش کسی کردن»...