معانی کلمه : پاپا
لغت نامه دهخدا
پاپا. (اِخ ) پاپ .
پاپا. (اِخ ) یکی از بلاد مجارستان بر ساحل تاپلکزا دارای 14600 تن سکنه .
فرهنگ عمید
عنوان کودکانه به پدر.
فرهنگ فارسی
بابا، پدر
یکی از بلاد مجارستان بر ساحل تاپلکزا
یکی از بلاد مجارستان بر ساحل تاپلکزا
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
dad (اسم)
پدر، بابا، آقاجان، پاپا
pa (اسم)
بابا، پاپا
papa (اسم)
بابا، آقاجان، پاپا، پاپ، کشیش ناحیه
واژه نامه بختیاریکا
پدر بزرگ
