پالایش. [ ی ِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از پالودن. تصفیه. صافی کردن. پالودن و توّسعاً وضع. حَطّ : از ایشان ترا دل پر آرایش است گناه مرا نیز پالایش است.فردوسی. || زهش. ترابش. تراوش.نتع. نتوع : تراب ترشح بود از آب و روغن که اندک اندک از کوزه و غیره پالایش گیرد و بترابد بیرون. ( فرهنگ اسدی ) : دگر آنکه بر جای بخشایش است برو بر مژه جای پالایش است.فردوسی. || ( اِ ) اسم آلة است از پالودن. ( رشیدی ). || آنچه ب...
[شیمی، مهندسی بسپار، مهندسی شیمی] زدودن ناخالصیها از ترکیبات شیمیایی یا استخراج مواد از مخلوطها [مهندسی منابع طبیعی- محیطزیست و جنگل] از بین بردن گونههای رقیب در جنگلهای مرطوب حارهای برای افزایش کیفیت توده
پالاییدن( اسم ) ۱- پالودن تصفیه صافی کردن . ۲- توسعا وضع خط تصفیه ( گناه و مانند آن ). ۳- آنچه بدان چیزی صافی کنند چون کفگیر حلواییان و مانند آن پالاوان پالاون پالونه . ۴- تراوش تراب...
دانشنامه عمومی
پالایش (که با آن پالودن نیز می گویند) در لغت به معنی جداکردن و صاف کردن است و به فرایند خالص سازی یا جداسازی مواد خام طبیعی گفته می شود. این کار معمولاً در پالایشگاه یا کارخانه های ویژه انجام می گیرد. اصطلاح پالایش غالبا در مورد مواد خام طبیعی به کار می رود که به خودی خود قابلیت استفاده دارند، اما طی فرایند پالایش و خالص سازی موارد استفاده بیشتر و بهینه تری خواهند یافت.فلزاتنفت خامگاز طبیعیسیلیکون...
مترادف و متضاد
پاکسازی، تصفیه، تهذیب ≠ آلایش
purgation (اسم)برائت، تصفیه، تطهیر، روان پاکسازی، تصفیه و تزکیه نفس به وسیله هنر، تنقیه، پاک سازی، پالایشpurge (اسم)تطهیر، پالایشpurification (اسم)شستشو، تخلیص، تصفیه، تطهیر، پالایش، خالص سازیfiltration (اسم)تصفیه، از صافی گذراندن، پالایشrefinement (اسم)تصفیه، تهذیب، پالایش، تزکیه، پالودگی...
واژه نامه بختیاریکا
تراوش؛ موادی که ازبدن حیوان قبل از زایمان خارج می شود.
فرهنگستان زبان و ادب
{refining} [شیمی، مهندسی بسپار، مهندسی شیمی، مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] [شیمی، مهندسی بسپار، مهندسی شیمی] زدودن ناخالصی ها از ترکیبات شیمیایی یا استخراج مواد از مخلوط ها
[مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] از بین بردن گونه های رقیب در جنگل های مرط...