کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : پارفت
تلفظ بین المللی :
/pˈɑrefˌat/
تلفظ :
[p'ARef,at]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زبان پارتی
اورامانات قباله های پارتی
غده پاراتیروئید
گاردن پارتی
گریل پارتزر
پاراتیروئید
پارت سرزمین
پارت سلسله
پارت قبیله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پارفت. [ رَ ] ( اِ مرکب ، مص مرخم ) در تداول خانوادگی ،آمد و شد. رفت و آمد: فلان به فلان جا پارفت ندارد.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آمد و شد رفت و آمد : فلان بفلان جا پارفت ندارد .
آمد و شد رفت و آمد
کلمات مرتبط
زبان پارتی
اورامانات قباله های پارتی
غده پاراتیروئید
گاردن پارتی
گریل پارتزر
پاراتیروئید
پارت سرزمین
پارت سلسله
پارت قبیله
نظرات