Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پارت

تلفظ بین المللی : /pˈɑrt/ تلفظ :‌ [p'ARt]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی
  • پارت سرزمین
  • پارت سلسله
  • پارت قبیله
  • پارت و پارت نویسی
  • پارت شاخ
  • پارت پارت
  • پارت کلا
  • پارت 4087
  • پارت ازادی کردستان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

پارت . (اِ) یلوه . نوک دراز وآن مرغی است حلال گوشت .

پارت. ( اِخ ) پارث. پَرث َوَ. نام خراسان کنونی یکی از خترپت نشینهای هخامنشی. بعهد سلوکیان. دولت اشکانی دراین ناحیت تشکیل شد و بقایای نفوذ اخلاف اسکندر را از ایران برانداخت. این ایالت از شمال به دهستان و ازمشرق به آری و از جنوب به کارامانی و از مغرب به مادی محدود بوده است. رجوع به پرثَوَ و اشکانیان شود.پا...

فرهنگ عمید

پرنده‌ای حلال‌گوشت به اندازۀ کبک با منقار دراز؛ نوک‌دراز.

قومی باستانی و چادرنشین که در حدود خراسان کنونی تا سلسلۀ البرز و دریای خزر به‌سر می‌بردند و بر ضد سلوکی‌ها قیام کرده و دولت اشکانی را تشکیل دادند.

قومی باستانی و چادرنشین که در حدود خراسان کنونی تا سلسلۀ البرز و دریای خزر به سر می بردند و بر ضد سلوکی ها قیام کرده و دولت اشکانی را تشکیل دادند.پرنده ای حلال گوشت به اندازۀ کبک با م...

فرهنگ فارسی

۱ - طایفه ای از قبیل پرنی از قوم دهه از اقوام سکایی . این طایفه در شمال شرقی ایران در حدود خراسان اقامت گزیدند و پس از ضعف سلوکیان دولت اشکانیان را تشکیل دادند و همه ایران را به تصرف در آوردند . ۲ - نام قدیم خراسان که محل سکونت طایفه پارت بود( اسم ) پرنده ای از راست. پابلندان که دارای منقاری طویل و استخوان کف پایش طویل و برهنه و انگشتانش نیز دراز و جدا از هم است . قدش متوسط و تقریبا بانداز. یک کبک...

دانشنامه عمومی

پارت، پارث، پَرثَوه (به پارسی باستان:𐎱𐎼𐎰𐎺 (Parϑava)) یا پهلَو (ریشه کلمه پهلوی)، یکی از ساتراپ نشین های هخامنشی و ازاقوام ایرانی سکاها در خراسان وسیستان(دره رود اترک قوچان) که پس از هجوم اسکندر در حدود جنوب شرق فلات ایران پراکنده شده بودند. در پی مرگ اسکندر، بلخ تحت سلطه استاسَندر از فرماندهان سلوکوس قرار گرفت و به عنوان فرمانده پارت نیز گمارده شد. وی تا رستاخیز اشک اول فرمانده آن سرزمین ها بو...

گویش مازنی

۱باز شدن – گشادگی زیاد ۲فاصله ای زیاد گام های از یک دیگر ...

/paart/ باز شدن – گشادگی زیاد - فاصله ای زیاد گام های از یک دیگر

کلمات مرتبط

  • پارت سرزمین
  • پارت سلسله
  • پارت قبیله
  • پارت و پارت نویسی
  • پارت شاخ
  • پارت پارت
  • پارت کلا
  • پارت 4087
  • پارت ازادی کردستان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات