معانی کلمه : پاراک له
لغت نامه دهخدا
پاراک له . [ ل ِ ] (اِخ ) روح القدس . فارقلیط. فارقلیطا.
پاراک له . [ ل ِ ] (اِخ ) صومعه ای که آبِلارنزدیک نوژان سورسن بساخت و هلوئیز راهبه ٔ آن بود.
فرهنگ فارسی
روح القدس فارقلیطا

پاراک له . [ ل ِ ] (اِخ ) روح القدس . فارقلیط. فارقلیطا.
پاراک له . [ ل ِ ] (اِخ ) صومعه ای که آبِلارنزدیک نوژان سورسن بساخت و هلوئیز راهبه ٔ آن بود.