کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پاراو | کلماتور
معانی کلمه : پاراو
تلفظ بین المللی :
/pˈɑrˈɑv/
تلفظ :
[p'AR'Av]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پاراو کوخرد
پاراوان
پاراوار
پاراواتامب
پاراواکار
پاراون میرزویان
پرسی د پاراویچینی
پارآوار
غده پاراتیروئید
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
پاراو.
(اِخ ) بلوکی از قزوین . (برهان ).
پاراو.
(ص ) پیر. (فرهنگ اسدی ). || زن پیر. (اوبهی ) (برهان ). پیر زال . (برهان ). گنده پیر
:
زن پاراو چون بیابد بوق
سر ز شادی کشدسوی عیوق .
منجیک .
پاراو.( ص ) پیر. ( فرهنگ اسدی ). || زن پیر. ( اوبهی ) ( برهان ). پیر ز...
فرهنگ عمید
پاریاب#NAME?
زن پیر؛ پیرزال؛ گندهپیر؛ کمپیر.
زن پیر، پیرزال، گنده پیر، کمپیر.
= پاریاب
فرهنگ معین
(ص . ) پیرمرد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پاراب
زن پیر پیرزال بلوکی از قزوین
کلمات مرتبط
پاراو کوخرد
پاراوان
پاراوار
پاراواتامب
پاراواکار
پاراون میرزویان
پرسی د پاراویچینی
پارآوار
غده پاراتیروئید
نظرات