معانی کلمه : پار
لغت نامه دهخدا
پار. (اِ) پرواز. پرش . (برهان ).
پار. (اِخ ) «کاترین ...» . رجوع به کاترین شود.
پار. (اِخ ) نام چهارمین منزل از سوی هرات بجانب غور که امیرمسعود در سفر خود به غور از آنجا گذشته است . (از تاریخ ابوالفضل بیهقی ).
فرهنگ عمید
= پاره
〈 پارپار: پارهپاره.
۱. در سال گذشته.
۲. (اسم) سال گذشته؛ سال پیش؛ پارسال؛ پایار: ◻︎ فراوان خوشترم امروز از دی / فراوان بهترم امسال از پار (فرخی: ۱۴۴).
۱. در سال گذشته.
۲. (اسم ) سال گذشته، سال پیش، پارسال، پایار: فراوان خوش ترم امروز از دی / فراوان بهترم امسال از پار (فرخی: ۱۴۴ ).
= پاره
* پارپار: پاره پاره.
۲. (اسم ) سال گذشته، سال پیش، پارسال، پایار: فراوان خوش ترم امروز از دی / فراوان بهترم امسال از پار (فرخی: ۱۴۴ ).
= پاره
* پارپار: پاره پاره.
فرهنگ معین
(ق .) سال گذشته .
(ص .) پاره ، قطعه .
(اِ.) چرم دباغی شده .
(اِ.) = پر(یدن ): پرواز، پرش .
(ق . ) سال گذشته .
(ص . ) پاره ، قطعه .
(اِ. ) = پر(یدن ): پرواز، پرش .
(اِ. ) چرم دباغی شده .
(ص . ) پاره ، قطعه .
(اِ. ) = پر(یدن ): پرواز، پرش .
(اِ. ) چرم دباغی شده .
فرهنگ فارسی
همۀ ایستگاههای گیرندۀ فعال در لرزهنگاری سهبعدی که از چشمۀ نقطهای معینی داده ثبت کنند
گذشته، سال گذشته، سال پیش ، پارسال ، قطعه، جامه کهنه وچرم دباغی شده هم گفته شده
( اسم ) چرم دباغی شده .
نام چهارمین منزل از سوی هرات بجانب غور که امیر مسعود در سفر خود به غور از آنجا گذشت
( اسم ) چرم دباغی شده .
نام چهارمین منزل از سوی هرات بجانب غور که امیر مسعود در سفر خود به غور از آنجا گذشت
دانشنامه عمومی
چرم
گویش مازنی
۱پارسال یکسال گذشته ۲واحد آبادی
/paar/ پارسال یکسال گذشته - واحد آبادی
مترادف و متضاد
چرم
تکه، قطعه
پرش، پرواز
پاره، دریده، کهنه
پارسال، پارینه، سالگذشته
۱. پارسال، پارینه، سالگذشته
۲. پاره، دریده، کهنه
۳. تکه، قطعه
۴. پرش، پرواز
۵. چرم
واژه نامه بختیاریکا
( فا ) ؛ پارسال
فرهنگستان زبان و ادب
{patch} [ژئوفیزیک] همۀ ایستگاه های گیرندۀ فعال در لرزه نگاری سه بعدی که از چشمۀ نقطه ای معینی داده ثبت کنند
