معانی کلمه : پاتن
لغت نامه دهخدا
پاتن . [ ت َ ] (اِخ ) گی . طبیب فرانسوی متولد بناحیت اوآز او بحسن قریحه و ذوق سلیم معروف و نامه های شیرین و دلپسند فکاهی او مشهور است .
فرهنگ فارسی
کفشی که در گل پوشند یا تخت کفشی از چوب یا فلز که زیر آن تیغه اهنین از طول هست و آنرا برای لغزیدن و سریدن روی یخ بزیر کفش بندند و این کار نوعی ورزش زمستانی است .
دانشنامه عمومی
نقل قول
گویش مازنی
۱پاشیدن ۲پاشید
/paaten/ پاشیدن - پاشید
