۱. قدمبهقدم.۲. [مجاز] برابر.۳. [مجاز] همراه.⟨ پابهپا بردن: (مصدر متعدی) دست کسی را گرفتن و او را با خود راه بردن.⟨ پابهپا کردن: (مصدر لازم) [عامیانه]۱. اینپا و آنپا کردن.۲. [مجاز] مسامحه کردن.۳. [مجاز] مردد بودن؛ درنگ کردن در کاری یا رفتن به طرفی.۴. (مصدر متعدی) (حسابداری) قرض و طلب خود را با دیگری برابر ساختن و طلب او را بابت طلب خود قبول کردن؛ تهاتر....
فرهنگ معین
(بِ ) (ق مر. ) ۱ - قدم به قدم . ۲ - برابر، همراه .