Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ پابسن

تلفظ بین المللی : /pˈɑbesˌan/ تلفظ :‌ [p'Abes,an]
لغت نامه دهخدا
  • لاک پشت پابلند پهن
  • متغیر پابند
  • میخ پابند
  • پاسن ژول
  • پاسنداله نبرد
  • پاسنگر محوطه پارینه سنگی
  • پابست گیورگ
  • پابندخوانی
  • پابند زدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

پابسن. [ ب ِ / س ِن ن / س ِ ]( ص مرکب ) بزادبرآمده. آنکه سنی از او گذشته باشد.
- پابسن گذاشتن ؛ به سنین میان جوانی و پیری رسیدن.

کلمات مرتبط

  • لاک پشت پابلند پهن
  • متغیر پابند
  • میخ پابند
  • پاسن ژول
  • پاسنداله نبرد
  • پاسنگر محوطه پارینه سنگی
  • پابست گیورگ
  • پابندخوانی
  • پابند زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات