معانی کلمه : پ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نام واج «پ».
سومین حرف الفبای فارسی. Δ در حساب ابجد: «۲».
نام واج «پ».
سومین حرف الفبای فارسی. &delta، در حساب ابجد: «۲».
سومین حرف الفبای فارسی. &delta، در حساب ابجد: «۲».
فرهنگ معین
(حر. ) سوّمین حرف از الفبای فارسی و از حروف صامت است .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
چهارمین حرف (وات) الفبای فارسی
آنرا پ پا پی بائ معقوده و بائ فارسی و بائ عجمی نامند . سومین حرف از الفبای فارسی و از حروف صامت است . این حرف در زبان عربی نیست . رسم الخط - پ پ پ پ در : پاپ تپیدن گپ .
پ یا پی یا بائ معقوده یا بائ فارسی نام حرف سیم است از حروف تهجی و آن یکی از حروف شفوی است
پ یا پی یا بائ معقوده یا بائ فارسی نام حرف سیم است از حروف تهجی و آن یکی از حروف شفوی است
دانشنامه عمومی
بلند شو،بایست-بغل،کناره
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
( پَ ) پس
