معانی کلمه : ویدا
لغت نامه دهخدا
ویدا. ( ص ، اِ ) پیدا و هویدا و ظاهر. || درد و الم و آزار. و به این معنی به فتح اول هم گفته اند و اصح این است. ( برهان ). || وید. گُم ، در برابر پیدا. ( برهان ) ( آنندراج ). گم شده باشد، چون وید. ( لغت اسدی ). || کم و ناقص و دورانداخته.( برهان ). کم. کم و ناقص. ( نسخه ای از صحاح الفرس ).
فرهنگ معین
(وَ یْ) (ص .) آشکار، پیدا.
(ص .) 1 - کم ، اندک . 2 - گم ، ناپیدا.
(وَ یْ ) (ص . ) آشکار، پیدا.
(ص . ) ۱ - کم ، اندک . ۲ - گم ، ناپیدا.
(ص . ) ۱ - کم ، اندک . ۲ - گم ، ناپیدا.
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: vidā) پیدا ، هویدا ، ظاهر ، آشکار ؛ (در پهلوی) یابنده ، جوینده .
اسم: ویدا (دختر) (فارسی) (تلفظ: vidā) (فارسی: ويدا) (انگلیسی: vida)
معنی: پیدا، هویدا، ظاهر، آشکار، یابنده، جوینده، پیدا و هویدا و ظاهر
معنی: پیدا، هویدا، ظاهر، آشکار، یابنده، جوینده، پیدا و هویدا و ظاهر
