وکیل در. [ وَ ل ِ دَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) وکیل دربار و نایب مناب. ( برهان ) ( آنندراج ). نماینده ای بوده است که امرا و حکام اطراف در درگاه پادشاه مقیم میداشته اند که کارهای مربوط به ایشان را انجام دهد و مراقب مصالح کار باشد : انوشروان ترتیب وزارت او چنان کرد که دبیر بزرجمهر و نایب نزدیک کسری آمدشد توانستی کرد و ما این نایب را وکیل در خوانیم و به پهلوی ایرانمازغر گفتندی. ( فارسنامه ابن البلخ...
فرهنگ معین
( ~ دَ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) کسی که واسطة میان امرا و سلاطین بوده و تقاضای مردم را به آنان می رسانیده .