معانی کلمه : وکاء
لغت نامه دهخدا
وکاء. [ وِ ] (ع مص ) مواکأة: واکاء علی یدیه ؛ تحامل علیهما و رفعهما و مدهما فی الدعاء. (از اقرب الموارد). رجوع به مواکاة شود.
فرهنگ معین
(وِ ) [ ع . ] (مص م . ) بار را با دو دست برداشتن و بلند کردن .

وکاء. [ وِ ] (ع مص ) مواکأة: واکاء علی یدیه ؛ تحامل علیهما و رفعهما و مدهما فی الدعاء. (از اقرب الموارد). رجوع به مواکاة شود.