وله . [ وَ ل َ / ل ِ ] (اِ) قهر. || خشم . (برهان ). خشم و غضب . (غیاث اللغات ). || خشمگین . (آنندراج ). || ناز. (برهان ) (انجمن آرا). || عاشق زار. (برهان ).
وله . [ وِل ْ ل َ / ل ِ ] (اِ) در تداول مردم قزوین ، جنبش و حرکت بسیار جنبندگان خرد در فضای کم ، چنانکه خاکشی یا ماهی در آب ، و همیشه با فعل زدن به کار رود....
مختصات: ۳۶°۰۶′۳۸″شمالی ۵۱°۱۹′۰۷″شرقی / ۳۶٫۱۱۰۴۳۰۵۵۵۵۵۵۶°شمالی ۵۱٫۳۱۸۵۳۰۵۵۵۵۵۵۶°شرقی / 36.1104305555556; 51.3185305555556وله روستایی از توابع بخش آسارا شهرستان کرج در استان البرز ایران است.این روستا در دهستان نسا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۰۲ نفر (۷۶خانوار) بوده است.مردم روستای وله به زبان تاتی صحبت می کنند.wiki: وله...
گویش مازنی
گیج – منگ
بی مصرف – زیادی
/vele/ بی مصرف – زیادی & گیج – منگ
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی یُورَثُ: از او ارث می برند (ارث تملک مال و یا هر چیز قابل انتفاعی است از کسی که قبلا او مالک بوده و با زوال او ، ملک او به دیگری منتقل شده. عبارت "وَإِن کَانَ رَجُلٌ یُورَثُ کَلَالَةً أَوِ ﭐمْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ " یعنی : اگر مرد یا زنی که از او ارث...معنی ﭐللَّهُ: خدا- واجب الوجودی که همه ی خوبیها را دارد و هیچ بدی در او نیست لذا عقول بشر در شناسائی او حیران و سرگردان...
واژه نامه بختیاریکا
( وِلَه * ) پخش؛ پراکنده؛ پَلَه ( وَله * ) خاک مکه که بر دهان کودکی که زخم دهان دارد میریزند. پسوند تاکید مثل دِرازولِه یعنی طویل؛ بلند؛ کشیده یا دهگوله