معنی کلمه : وقت را به بطالت گذراندن
مترادف و متضاد
hang around (فعل)
ور رفتن، پلکیدن، وقت را به بطالت گذراندن، ول گشتن
کلمات مرتبط
- وقت را ببازی گذراندن
- وقت را بیهوده گذراندن
- کسی که وقت را نگه میدارد
- بگذار خودم را جا کنم ان وقت ببین چه ها کنم
- ماهی را هر وقت از اب بگیری تازه است
- اگر هیچ وقت صورتت را دوباره نبینم
- ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است
- چیزی را وقف کردن
- یادت هست وقتی بچه بودی، از درخت بالا میرفتی و لانه پرندگان را خراب میکردی؟
