معانی کلمه : وقایع
لغت نامه دهخدا
وقائع. [ وَ ءِ ] ( ع اِ ) وقایع. رجوع به وقایع شود.
فرهنگ عمید
۱. = واقعه
۲. (تصوف ) حالات روحی که بر سالک عارض می شود.
۲. (تصوف ) حالات روحی که بر سالک عارض می شود.
فرهنگ معین
(وَ ی ) [ ع . وقائع ] (اِ. ) جِ وقیعه ، حوادث ، سرگذشت ها.
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
اتفاقات، حوادث، سوانح، عوارض
فرهنگ فارسی ساره
رویدادها
