وعید. [ وَ ] (ع مص ) بیم کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ). تهدید. (اقرب الموارد). || وعده ٔ بد کردن . (از اقرب الموارد).
وعید. [ وَ ] (ع اِ) وعده ٔ بد. مقابل وعده که نوید و مژده و وعده ٔ خوب است . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) : ز توحید و قرآن و وعد و وعیدز تأیید و از رسمهای جدید. فردوسی .این همه آمد شد و وعد و وعیدازبرای امت...
فرهنگ عمید
وعدۀ بد.
فرهنگ معین
(وَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) وعدة بد دادن ، بیم دادن . ۲ - (اِ. ) وعدة بد، تهدید.
مترادف و متضاد
قول، مژده
تخویف، ترعیب، تهدید
۱. قول، مژده ۲. تخویف، ترعیب، تهدید
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] وعد به معنای عهد و تعهد کردن به انجام کاری را گویند؛ خواه امر خیر یا شر که با قرینه مشخص می شود.
واژه وعید از وعد گرفته شده ولی فقط در وعده شر و تهدید به کار می رود."وعد" در لغت به معنی عهد می باشد و در اصطلاح عبارتست از تعهّد کردن به انجام أمری، خواه آن أمر خیر باشد یا شرّ، و اختصاص پیدا کردن به یکی از آنها بواسطه قرینه، معین میشود. معنای وعید"وعید" که از وعد گرفته شده خبری است که فقط...