Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وصیت

تلفظ بین المللی : /vasˈiːjat/ تلفظ :‌ [vas'i:jat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • وصیت شده
  • وصیت نامه یا سند دیگری
  • وصیت کردن
  • وصیت کرده
  • وصیت کننده
  • وصیت نامه
  • وصیت تملیکی
  • وصیت عهدی
  • وصیت نامه درمانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

وصیت . [ وَ صی ی َ ] (ع اِ) وصیة. اندرز. (مهذب الاسماء). اندرز و نصیحت . اندرزو پند و نصیحت و سفارش . (ناظم الاطباء) : من وصیت به وفا میکنمت گرچه امروز وفا در عدم است . خاقانی .تکلف برِ مرد درویش نیست وصیت همین یک سخن بیش نیست . سعدی .وصیت همین است جان برادرکه اوقات ضایع مکن تا توانی . سعدی .و رجوع به وصیة شود. || اسم است ایصاء را. (اقرب الموارد). اندرز کردن عازم سفر یا شخص قریب الموت دوست خود را ...

فرهنگ عمید

۱. پند، اندرز، سفارش.
۲. (فقه، حقوق ) دستوری که کسی پیش از مردن به وصی خود می دهد که بعد از مرگ او اجرا کند.

فرهنگ معین

(وَ یَّ ) [ ع . وصیة ] (اِ. ) ۱ - اندرز، نصیحت . ۲ - سفارشی که شخص پیش از مردن به وَصیُ خود می کند تا بعد از مرگش انجام شود.

دانشنامه آزاد فارسی

وَصیّتدر اصطلاح حقوق، تصرّفاتی که شخص بدون واسطه یا باواسطه برای زمان بعد از مرگ در اموال خود می کند. قانون مدنی به پیروی از مشهورترین تعریف های وصیت در فقه، در مادۀ ۲۸۶ وصیت را به دو گروه تملیکی و عهدی تقسیم و تعریف کرده است: وصیت تملیکی آن است که کسی عین یا منفعتی از مال خود را برای زمان بعد از مرگش به دیگری مجاناً تملیک کند، و در وصیت عهدی، یک یا چند تن را برای انجام اموری مأمور می کند. وصیت کن...

مترادف و متضاد

اندرز، سفارش، نصیحت

will (اسم)
میل، ارزو، نیت، اراده، قصد، خواهش، خواست، وصیتنامه، مشیت، وصیت

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] وصیت به معنای توصیه و سفارش فردی با فرد دیگر است.وصیِت از ریشه «وَصِیَ» است که در لغت به معنای گیاهان به هم وصل شده و بافته شده آمده و «أرض واصیة» یعنی زمینی که سراسر پوشیده از گیاه به هم متصل. wikifeqh: احکام وصیت، وارث، وصیت تملیکی، وصیت عهدی، وصیت فکی،وصیت که در لغت به معنای سفارش کردن، اندرز دادن، عهدکردن و امرکردن آمده است، هرگاه از جانب خدای تعالی باشد معنای امر و فرمان را می رسان...

فرهنگ فارسی ساره

سپارش


کلمات مرتبط

  • وصیت شده
  • وصیت نامه یا سند دیگری
  • وصیت کردن
  • وصیت کرده
  • وصیت کننده
  • وصیت نامه
  • وصیت تملیکی
  • وصیت عهدی
  • وصیت نامه درمانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات