وصل . [ وُ ص َ ] (ع اِ) ج ِ وُصْلة، به معنی پیوستگی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به وصلة شود.
۱. پیوند.
۲. بند اندام.
۳. عضو بدن.
(وَ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) پیوستن ، به هم رسیدن . 2 - (مص م .) پیوند کردن ، پیوند دادن .
(وُ یا وِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - استخوانی که نشکند و با استخوان دیگر نیامیزد. 2 - فراهم آمدنگاه دو استخوان ، محل اتصال دو استخوان ؛ ج . اوصال .
پیوند
وصال، وصلت
اتصال، الحاق، پیوند، ربط، متصل ≠ فصل، هجر
۱. اتصال، الحاق، پیوند، ربط، متصل
۲. وصال، وصلت ≠ فصل، هجر
پیوند