معانی کلمه : وساده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بالین، پشتی، نازبالش.
فرهنگ معین
(وِ دَ یا دِ ) [ ع . وسادة ] (اِ. ) ۱ - مخده ، بالش . ۲ - بستر، خوابگاه . ۳ - مسند، اورنگ ، ج . وسادات .
مترادف و متضاد
مسند
بالش، متکا
بستر، خوابگاه
۱. بستر، خوابگاه
۲. بالش، متکا
۳. مسند
