وزغ . [ وَ ] (ع مص ) پاره پاره کمیز انداختن ناقه و آن به وقت آبستن باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). فعل آن از باب ضرب است . (منتهی الارب ). کم کم کمیز انداختن ماده شتر. (ناظم الاطباء).
وَزَغ (toad)وَزَغهر یک از اعضای دوزیستان بی دم، با پوستی زگیل دار، از راستۀ بی دمان. بیشتر خشکی زی اند. این نام معمولاً به اعضای جنس Bufo، از خانوادۀ بوفونیدا اطلاق می شود که در سراسر جهان، جز استرالیا، ماداگاسکار و جنوبگان، یافت می شوند. تفاوت عمدۀ آن ها با قورباغه ها فقدان دندان و چند ویژگی تشریحی دیگر است. در استرالیا، وزغ دریایی یا وزغ نی زار Bufo marinus یافت می شود. وزغ ها ممکن است به طول ۲۵...
دانشنامه عمومی
وَزَغ نامی رایج است برای گونه های مشخصی از قورباغه ها، مخصوصاً آن هایی که از خانواده وزغ های راستین هستند، که با پوست خشک، چرمی، پاهای کوتاه و برآمدگی های بزرگ که غدد پاروتید را پوشش می دهند مشخص می شوند.وزغ های راستینوزغ معمولیزیستگاه آن در آبگیر است و از خانواده قورباغه ها به شمار می رود. این یک چهاراندامان از خانوادهٔ دوزیستان است که در بعد از انقراض بزرگ دوره مزوزوئیک به وجود آمد. هرچند که از ...