Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ورم

تلفظ بین المللی : /vˈaram/ تلفظ :‌ [v'aRam]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • ورم استخوان
  • ورم استخوان پای اسب
  • ورم انساج لیفی
  • ورم جای شلاق و غیره
  • ورم خوش خیم بافت غده ای
  • ورم دار
  • ورم دماغ
  • ورم دهان
  • ورم روی پوست
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ورم. [ وَ رَ ] ( ع اِ ) آماس. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). و آن در اصطلاح پزشکان عبارت است از ماده ای که در اندرون جرم عضو تولید و سبب افزایش حجم عضو به شکلی خارج ازحد طبیعی شود. ( کشاف اصطلاحات الفنون ) ( بحر الجواهر ). برآمدگی انساج نرم و یا استخوانی بدن خواه با التهاب همراه باشد و یا بدون التهاب باشد. تورم. برآمدگی. ( فرهنگ فارسی معین ). و در تداول عامه به هر نوع برآمدگ...

فرهنگ عمید

یاد؛ حافظه؛ به یاد نگه‌داشتن.

برآمدگی در بدن به‌واسطۀ آسیب، صدمه، یا بیماری؛ آماس.

برآمدگی در بدن به واسطۀ آسیب، صدمه، یا بیماری، آماس.
یاد، حافظه، به یاد نگه داشتن.

فرهنگ معین

(وَ رَ ) [ ع . ] (اِ. ) باد، برآمدگی در بدن بر اثر ضربه یا بیماری .

دانشنامه عمومی

ورم یا خیز به (به انگلیسی: Edema) (ادیما، اِدِم) که گاهی نیز بنام دراپسی شناخته می شود به معنی تجمع غیرطبیعی آب و مایعات میان بافتی موجود در پلاسما در فضای میان بافتی، زیر پوست و حفره های بدن و بعلت انتقال آن ها از درون رگها به محلهای یاد شده است.در حالت طبیعی، تعادل حاصل از هموستازی باعث می گردد که مقدار این مایعات در بین بافتها و درون پلاسما میزان ثابت و کنترل شده ای داشته باشند.عفونت میکروبی پا...

مترادف و متضاد

آماس، آماه، باد، برآمدگی، پف، پیله، تورم، دمل، نفخ

bulge (اسم)شکم، صعود، ورم، تحدب، بالارفتگی، بر امدگیtumidity (اسم)بادکردگی، ورم، اماسedema (اسم)خیز، ورم، اماسdropsy (اسم)خیز، ورم، استسقاءbotch (اسم)سرهم بندی، وصله و پینه بدنما، کار سرهم بندی، ورمtympany (اسم)غرور، مبالغه، ورم، گزافه گویی، صدای سنگینswelling (اسم)خیز، ورم، سامbunny (اسم)ورم، اسم حیوان دست اموزtumor (اسم)خیز، ورم، بر امدگی،...

واژه نامه بختیاریکا

( ورم ( اطراف زخم ) ) پِشُم
با؛ بوف؛ زُمبُره؛ سیم؛ پَندَو؛ خِشم

کلمات مرتبط

  • ورم استخوان
  • ورم استخوان پای اسب
  • ورم انساج لیفی
  • ورم جای شلاق و غیره
  • ورم خوش خیم بافت غده ای
  • ورم دار
  • ورم دماغ
  • ورم دهان
  • ورم روی پوست
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات