ورس . [ وَ رِ] (ع ص ) ثوب ورس ؛ جامه ٔ قرمز. (از اقرب الموارد).
ورس . [ وُ ] (اِ) ثمر و میوه . (برهان ). || سرو دشتی . وارس . (ناظم الاطباء). بار سرو کوهی . ابهل . (برهان ).
اسپرک#NAME?
ریسمانی که از موی یا از الیاف گیاه بافته میشود.
گیاهی بومی یمن، تخم آن شبیه کنجد و بعد از رسیدن شکافته میشود و تارهایی شبیه تار زعفران از آن بیرون میآید که در رنگرزی به کار میرود.
مهار شتر، بهصورت چوبی که در بینی شتر میکنند: ◻︎ ایا کرده در بینیات حرص ورس / ز ایزد نیایدْت یک ذره ترس (لبیبی: شاعران بیدیوان: ۴۸۵).
(وَ)(اِ.)مهار شُتر، چوبی که در بینی شتر کنند.
(و ر ) (اِ.) 1 - طنابی که از خوشه های خشکیدة برنج باشد. 2 - ریسمانی که از موی گاو بافته می شود و شاخه های برسم را با آن به هم می پیوندند (و آن از لوازم آتشگاه است ).
نوعی درخت جنگلی
۱بلند شو ۲شاخه های نازک درخت
طنابی به طول تقریبی یک و نیم متر که از ساقه های برنج درو شده ...