Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ورزن

تلفظ بین المللی : /vˈarzan/ تلفظ :‌ [v'aRzan]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومیگویش مازنی
  • تپه ورزن
  • ورزنده
  • درزنی ورزنی هکاردن
  • ورزنه
  • ورزنده رضا
  • ورزندی
  • اصرار ورزنده
  • پل ورزنه
  • ورزندگی
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

ورزن. [ ] ( اِخ ) دهی جز دهستان ارانگه بخش کرج شهرستان تهران. کوهستانی و سردسیری است. سکنه آن 130 تن است. آب آن از چشمه سار تأمین می شود. و محصول آنجا غلات ، لبنیات ، عسل و شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس و جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

دانشنامه عمومی

وَرْزِنْ:(earzen) در گویش گنابادی یعنی بتکان ، تکان بده ، درو کن ، زیرش بزن

مختصات: ۳۷°۵۸′۱۱″ شمالی ۴۸°۴۰′۴۷″ شرقی / ۳۷٫۹۶۹۷۲°شمالی ۴۸٫۶۷۹۷۲°شرقی / 37.96972; 48.67972ورزن روستایی است از توابع بخش آسارا شهرستان کرج در استان تهران ایران و از روستاهای جاده چالوس است.این روستا در دهستان آدران قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۲۸۷نفر (۸۳خانوار) بوده است.این روستا هم جوار با روستاهای...

گویش مازنی

از توابع مالرود نوشهر

/varzan/ از توابع مالرود نوشهر

کلمات مرتبط

  • تپه ورزن
  • ورزنده
  • درزنی ورزنی هکاردن
  • ورزنه
  • ورزنده رضا
  • ورزندی
  • اصرار ورزنده
  • پل ورزنه
  • ورزندگی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات