معانی کلمه : ورزن
لغت نامه دهخدا
ورزن. [ ] ( اِخ ) دهی جز دهستان ارانگه بخش کرج شهرستان تهران. کوهستانی و سردسیری است. سکنه آن 130 تن است. آب آن از چشمه سار تأمین می شود. و محصول آنجا غلات ، لبنیات ، عسل و شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس و جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
دانشنامه عمومی
وَرْزِنْ:(earzen) در گویش گنابادی یعنی بتکان ، تکان بده ، درو کن ، زیرش بزن
گویش مازنی
از توابع مالرود نوشهر
/varzan/ از توابع مالرود نوشهر
